تبلیغات
تفریحی ایران
 
 
تاریخ :  شنبه 23 آذر 1392
نویسنده :  میلاد

نرم افزار مدیریت ایمیل Mozilla Thunderbird














Mozilla Thunderbird 24.2.0 Final
 نرم افزار ویژه موزیلا برای مدیریت ایمیل، این برنامه به همراه خود سرعت و ایمنی را برای شما به ارمغان میاورد. این نرم افزار اصولاً برای مقابله با ویروس ها و اسپم ها طراحی شده است با نصب این نرم افزار از شر هرزنامه ها و ایمیل های تبلیغاتی راحت شوید، فیلتر کردن هوشمند هرزنامه ها، ذخیره نتایج جستجو، پشتیبانی از RSS و حفاظت از حریم شخصی از ویژگی های برتر این نرم افزار میباشد. چنانچه از مایکروسافت آوت لوک خسته شده اید این نرم افزار جایگزین مناسبی میباشد.


ادامه مطلب
:: مرتبط با: دانلود نرم افزار كامپیوتر ,
:: برچسب‌ها: دانلود نرم افزار مدیریت ایمیل , نرم افزار مدیریت ایمیل , دانلود نرم افزار Mozilla Thunderbird ,
تاریخ :  پنجشنبه 13 تیر 1392
نویسنده :  میلاد
کاپیتان محبوب استقلال که در حال حاضر دارد تعطیلات طولانی مدت خودش را در انگلستان و دبی سپری میکند، عکسی در کنار دختر و پسر کوچکش، تیام و بردیا در صفحه شخصی خود در اینستاگرام منتشر کرده است.





:: مرتبط با: عكس دیدنی ,
تاریخ :  پنجشنبه 13 تیر 1392
نویسنده :  میلاد
1-چیزی در مورد ماشین فهمیدن ، البته به جز رنگش
۲- درک مضمون اصلی یک فیلم هنری
۳- ۲۴ ساعت رو بدون فرستادن اس ام اس زندگی کردن
۴- بلند کردن چیزی
۵- پرتاب کردن
۶- پارک کردن
۷- خواندن نقشه
۸- دزدی کردن از بانک
۹- آرام و ساکت جایی نشستن
۱۰- بیلیارد بازی کردن
۱۱- پول شام رو حساب کردن
۱۲- مشاجره کردن بدون داد کشیدن
۱۳- مواخذه شدن بدون اینکه گریه کنن
۱۴- رد شدن از جلوی مغازه کفش فروشی
۱۵- نظر ندادن در مورد لباس یک غریبه
۱۶- کمتر از بیست دقیقه داخل یک دستشویی بودن
۱۷- دنده ماشین را با انگشت عوض کردن
۱۸- راه انداختن درست یک ویدئو
۱۹- تماشای یک فیلم جنگی
۲۰- انتخاب سریع یک فیلم
۲۱- جدی بودن
۲۲- ندیدن فیلم هندی
۲۳- غیبت نکردن
۲۴- فحش ناموسی دادن
۲۵- نرقصیدن موقع شنیدن یک آهنگ شاد
۲۶- آرایش نکردن
۲۷- لاک نزدن
۲۸- صحبت نکردن وقتیکه باید ساکت باشن
۲۹- سیگار برگ و یا چپق کشیدن
۳۰- درک کردن شوهر وقتی اعصابش خورده
۳۱- گریه کردن بدون آبریزش بینی
‌۳۲- غذا پختن بدون تماشای تلویزیون
۳۳- تماشای اخبار و خوندن روزنامه
۳۴- نق نزدن
۳۵- لگد زدن
۳۶- از سن بیست و پنج سالگی رد شدن
۳۷- اخ تف کردن
۳۹- خواستگاری رفتن
۴۰- موارد بالا رو قبول کردن …



:: مرتبط با: مطالب طنز و خنده دار ,
تاریخ :  سه شنبه 28 خرداد 1392
نویسنده :  میلاد


جوک جدید, جوک های خنده دار, جوک های خنده دار جدید

 تو صف نون بودم دیدم۲ تا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم بحث میکردن ..
اولى : برو بابا !
دومى : به من نگو بابا به من بگو عمو ، به من که میگى بابا من نسبت به تو احساس مسئولیت پیدا میکنم!!
اصن یـه وضیه

===============

ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﻭ ﻧﺨﻮﺭ
ﺗﯿﭗ،ﻗﯿﺎﻓﻪ،ﻣﻌﺮفت ﻣﺎﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ؟ ﻫﺎ ﺑﻪ
ﮐﺠﺎ ﺭﺳﯿﺪﻡ ؟

===============  

مامانم خطاب به مرغ مینامون:
سلام عزیزم، سلام پسرم صبحت بخیر! خوب لالا کردی؟
بزار برات دون بیارم عشقم بخوری چاق بشی
چله بشی… آی مامان قربونت بره.. ای جانم ای جانم!
مامانم خطاب به من:
هوی شتر نمیخوای اون تن لشت رو از جات بلند کنی؟
انقدر آدم لــــــــــــــَش!!

 ===============

“ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻋﺠﺐ ﺑﺎﺩﯼ ﻣﯿﺎﺩ ، ﻫﻮﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻨﮏ ﺷﺪﻩ ”!
.
.
ﻣﻘﺪﻣﻪ ﭼﯿﻨﯽ ﭘﺪﺭﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻮﻟﺮ !!!

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاریخ :  یکشنبه 26 خرداد 1392
نویسنده :  میلاد

tafrihi-iran.mihanblog.com

روزی بهلول را بر درس یکی از به ظاهر عالمان گذر افتاد. او شنید که واعظ در درس خود می گفت:من بر سه چیز ایراد دارم که خلاف عقل است.
 

اول آنکه می گویند: ماده شیطان از آتش است به آتش چطور معذب می شود؟

دوم آنکه می گویند: خداوند را نمی توان دید این چگونه ممکن است که شیئی وجود داشته باشد و دیده نشود؟

سوم آنکه می گویند: خالق همه چیز خدا است پس همه چیز از جانب او است.

چون سخن به اینجا رسید بهلول کلوخی از زمین برداشت و محکم به سوی او پرتاب کرد. کلوخ پیشانیش را شکست و خون جاری شد.

شاگردان، بهلول را گرفته نزد خلیفه بردند. خلیفه با عتاب به او گفت چرا سر عالم را شکستی و به او تعدی نمودی؟ بهلول گفت: من نشکسته ام. خلیفه امر

نمود، عالم دروغین را حاضر کردند، او با پیشانی بسته وارد شد بهلول رو به او نموده و گفت از من چه تعدی به تو شده است؟

او گفت: کدام تعدی از این بیش که سر من بشکستی و تمام به سبب درد سر، آرام و قرار برای من نبود. بهلول گفت: کو درد؟ عالم گفت: درد دیده نمی شود! بهلول گفت: دروغ می گویی، درد دیده نمی شود تو می گفتی که ممکن نیست شیئی موجود باشد و دیده نشود. دیگر آنکه کلوخ ممکن نیست به تو صدمه بزند چه تو از خاکی و کلوخ نیز از خاک! که می گفتی آتش، آتش را نسوزاند. همچنان خاک هم در خاک اثر ننماید.

دیگر آنکه من نبودم! عالم گفت: پس که بود؟ بهلول گفت: همان خدایی که همه کارها را از او می دانی و بنده را نیز مجبور مطلق.

خلیفه هارون جواب او را بپسندید و آن عالم دروغین شرمنده از آن مجلس برفت.




:: مرتبط با: داستان كوتاه ,
:: برچسب‌ها: حکایت های بهلول , داستان کوتاه از بهلول , داستان کوتاه ,
تاریخ :  یکشنبه 26 خرداد 1392
نویسنده :  میلاد
 

 


تفریحی-سرگرمی-دانلود-علمی
  :: مدیر وب سایت : میلاد
نظر شما در مورد این وب؟





» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

Page Ranking Tool